السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

20

تحرير الوسيله ( فارسى )

نداند ، پس اگر فقط انشاى معامله نموده ، آن را لغو مىنمايد . و اگر عوض و معوض ، تحويل و قبض شده است پس آنچه را كه به طرف ديگر داده بر مىگرداند و حفظ مىنمايد و آنچه را كه قبض نموده و موجود است به مالكش بر مىگرداند . و اگر تلف شده باشد سفيه ضامن آن است ، بنا بر اين بر او است كه مثل يا قيمت آن را به مالك آن - در صورتى كه آن را بدون اذن مالك قبض نموده باشد - بدهد و اگر با اذن او باشد ضامن آن نمىباشد ، مگر اينكه اتلاف كرده باشد ؛ زيرا بعيد نيست كه او در صورت اتلاف ضامن باشد . چنان كه در صورتى كه مالكى كه ثمن يا مبيع را به او تسليم نموده جهل به حال سفيه و يا حكم مسأله داشته ، بنابر اقوى ضمان ثابت است ، خصوصاً اگر تلف به اتلاف سفيه باشد . و همچنين است حال اگر سفيه قرض كند و مال را تلف كند . مسأله 9 - اگر شخصى وديعه‌اى را نزد سفيه وديعه بگذارد و سفيه آن را اتلاف كند بنابر اقوى ضامن آن است ، چه وديعه‌گذار حال او را بداند يا نه . و اگر نزد سفيه تلف شود ضامن آن نيست مگر اينكه در حفظ آن تفريط كرده باشد ، كه بنابر اشبه ضامن است . مسأله 10 - مادامىكه رشد مرد سفيه احراز نشده ، مالش به او داده نمىشود و اگر حال او مشتبه باشد مورد آزمايش قرار مىگيرد ، به اينكه تا مدت قابل توجهى بعضى از كارهاى مناسب شأن او به او سپرده شود ، مانند فروش و خريد و اجاره دادن و اجير گرفتن ، براى كسى كه اين گونه كارها مناسب او است . و رتق و فتق بعضى از امور مثل اينكه خودش در مصالح خود و مصالح ولىّ و مانند اين‌ها در كسى كه اين‌ها مناسب او است ، مباشرت كند . و در زن سفيه ، بعضى از كارهاى مناسب زنان مثل اداره بعضى از مصالح خانه و معامله با زنان از قبيل اجاره شدن و اجير نمودن براى خياطى يا ريسندگى يا بافندگى و امثال اين‌ها به او سپرده شود . پس اگر از او احراز رشد كند به اينكه از او دقت و زيركى و اجتناب از غبن در معاملات و حفظ مال از ضايع شدن و صرف آن در موردش و پيمودن راه و روش عقلا ببيند ، مال او را به او مىدهد و گرنه نبايد به او تسليم نمايد . مسأله 11 - اگر احتمال دهد كه بچه قبل از بلوغ ، رشد پيدا كرده ، واجب است كه قبل از بلوغ او را آزمايش كند كه اگر احساس و احراز رشد از او كند ، به مجرد بلوغ او ، مالش را به